اینجا دنیای ماست

دلتنگی

دلتنگی یعنی احساس نبودن کسی که تمام اعضای تنت به یکباره تمنای وجودش را میکنند

یعنی وقتی دلت میخواد کسی رو بغل کنی وبهش بگی دوستت دارم ولی نباشه . دلتنگی

یعنی وقتی بدونی دیگه رفته ولی به انتظارش بشینی. بشینی تا برگرده وبگه دلش برات تنگ

شده بگه اعضای تن اون هم تمنای وجود تورو بکنند اما بدونی اونقدر مشقله داره که حتی

بهت فکر هم نمیکنه . نمیدونم شما دلتنگی رو احساس کردین یا نه اما میدونین اگه هم

نمیدونین بدونین که خیلی سخته سخت و رنج اوره. سخته اگه هزار تا حرف گفته داشته

باشی برای زدن اما نباشه هزار تا اشتباه کرده باشی اما دیگه برای جبران وقتی نباشه. خیلی

سخته بری تا دم خونشون شاید ببینیش اما با این که ندیدیش برگردی خونه.به ذوق اون بری

سوپری یا راهاتو دور کنی فقط برای یک درصد امید دیدنش اما بازم بازم نبینیش . بدونی دیگه

دیره ولی از تلاش برای دیدنش دست نکشی . فراموش کردنش سخته وقتی یه روز که

نمیدیدمش روزم روز نبود وقتی شبا میخوتبیدم تا فردا صبح اونو ببینم اما دیگه اون روزا رفت با

یه خداحافظی ساده یه بغل ویه بوس رفت و بم گفت گریه نکن توراه یادمه کلی نصیحت کرد که

این دودلی ها زیاده و فراموشش میکنم معلوم بود میخواد واسه همیشه بره حالا هم رفته دیگه

هم برنمیگرده اما اگه شما میشناسینش بهش بگین دلم تنگ شده و میدونم که اون هم

میدونه دلتنگی یعنی چی؟




+ نوشته شده در پنج شنبه 90/5/13 ساعت 10:51 عصر توسط فرناز |  نظر